شوالیه روشنایی
همه چیز از همه جا
دو شنبه 19 فروردين 1392برچسب:, :: 9:54 :: نويسنده : کامبیزکرمشاهی بال فرشته که خاک پای حسین است
فرش حسینیه ی عزای حسین است فاطمه دنبالش است روز قیامت هر که به دنبال دسته های حسین است شعر من و تو که افتخار ندارد تا که خدا مرثیه سرای حسین است رحمت خدا برای اینکه بریزد منتظر گریه ای برای حسین است در دل مردم چه هست کار نداریم در دل ما که برو بیای حسین است دست به سمت کسی دراز نکردیم هر دو جهان در یدِ گدای حسین است گندم شهر حسین روزی ما شد باز سرِ سفره ها غذای حسین است قیمت اشک برای خون خدا هست دست همان کَس که خونبهای حسین است پرچم کرببلا همیشه بلند است حافظ پرچم اگر خدای حسین است هرچه که ما خواستیم فاطمه داده آنچه فقط مانده کربلای حسین است هی خیس می شویم و عطشناک می رویم ما تشنگان به چشمه ی افلاک می رویم ناپاک و پاک هر چه که هستیم و بوده ایم اینجا که آمدیم همه پاک می رویم با گریه بر شما متولد شدیم و باز با روضه ی وداع تو در خاک می رویم سینه نمی زنیم پَر و بال می زنیم تا بی کران به سینه ی صد چاک می رویم بر ما اگرچه تهمت دیوانگی زدنند با این جنون به آن ور ادراک می رویم ایاک نستعین من اسم قشنگ توست ما با تو تا پرستش ایاک می رویم هر که را نیست سرِ دادن سر برگردد زان که خورشید در این معرکه بی سر گردد دست او مثل اباالفضل می افتد بر خاک با حسین ابن علی هر که برادر گردد زندگی کردن او در گرو مُردن اوست لاله پیوسته بر آن است که پرپر گردد ظهر فردا که سر دوست دمد بر نیزه ظهر فردا که جهان عرصه ی محشر گردد هر که را نیست سر کشته شدن، در دل شب بی که حرفی بزند برگردد نظرات شما عزیزان:
آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |